تبليغاتX
مشاوره و زندگی من و تو

سلام من دوباره اینجا شروع میکنم به نوشتن

چند هفته پیش داشتم رادیو گوش میدادم مجری یکی از برنامه ها میگفت که بر طبق پژوهش هایی که شده یکی از عوامل طلاق در بین زوجین "بی توجهی همسر "است.چیزی که متاسفانه به طور مکرر دیده میشه و برای همه این به صورت یک اصل در آمده که"اگه ازدواج کردی بعد از چند ماه برای هم تکراری میشیم"خوب بریم سر اصل مطلب یعنی که چرا این موضوع پیش میاد و چطوری میشه حلش کرد:

اوائل زندگی آنقدر به من علاقه داشت که حتی حاضر نبود بدون من غذا بخورد.علاقه همسرم به من چنان بود که روزی چند بار از محل کارش با من تماس میگرفت. نکات فوق جملاتی است که بارها از زوج هایی که به مشاورین مراجعه می کنند شنیده می شود.آیا شما هم فکر می کنید که علاقه همسرتان کم شده است؟

 یکی از مواردی که موجب آسیب های جدی در ارتباط زوج ها می شود٬ این است که یکی از آنها یاهر دوی آنها احساس می کنند همسرشان نسبت به آنها بی توجه شده است و یا اینکه علاقه شان کاهش یافته است.

 فردی که چنین تصوری دارد احساس بی ارزشی می کند و گاهی حتی احساس امنیت خودرا نسبت به زندگی مشترک از دست می دهد. این احساس زمانی نقش تخریبی بیشتری پیدا میکند که زن یا شوهری که این نگرش را دارد٬ سعی کند رفتار مقابل را با بی توجهی جبران کند.

 بسیاری از افرادی که به همسر خود بی توجهی میکنند٬ دلیل رفتار خود را گرفتاریهای روزمره ذکر میکنند. در حالیکه اگر ما بدانیم ایجاد رفتار رضایت بخش با همسر موجب می شود در مقابله با مشکلات و چالشهای زندگی نیز قدرت بیشتری داشته باشیم٬ هرگز محبت خود را از او دریغ نخواهیم کرد.

 در ادامه این بحث٬ قابل ذکر است که ابراز محبت در هر دوره از زندگی قابل تغییر است بطور مثال ممکن است همسر شما هم اکنون نیز به شما ابراز علاقه میکند ولی شکل آن با گذشته متفاوت شده است. مثلاً شاید در اوائل در یک ظرف غذا میخورید و این را نشانه عشق بی حد خود می دانید ولی مطمئن باشید که این گونه رفتارها را باید در آینده ترک گوییم چون برای همیشه امکان پذیر نمی باشد و یا اینکه امکان پذیر نخواهد بود چند بار در روز با همسرتان از محل کار تماس بگیرید .

در واقع کم شدن این رفتارها باعث ایجاد مشکلات بین دو طرف می شود و گمان میکنند میزان عشق همسرشان به او کم شده است.

حتی گاهی این مشکلات درباره خرید نیز انجام شده٬ بطوریکه در اوائل ازدواج بر حسب ایجاد شرایط و معمول٬ هدایای گرانبهایی دریافت میکنید در صورتی که سالهای بعد امکان خرید چنین هدایایی نیست و این موضوع باعث می شود برخی همسران تصور کنند که علاقه طرف مقابل به او کم شده است.

برای لذت بردن از زندگی مشترک به نکات زیر توجه کنید:

 

۱. از ابراز علاقه به همسرتان خجالت نکشید٬ ابراز علاقه نشانگر عشق شماست.

۲. نگویید علاقه ام را با رفتارم نشان میدهم‏٬ برای ابراز علاقه باید از کلمات استفاده کنید.

۳. هیچگاه اجازه ندهید مشکلات زندگی شما را از همسرتان و محبت کردن به او دور کند.

۴. همیشه ابراز علاقه به همسرتان بهترین هدیه به اوست پس این هدیه رایگان را در اختیار او بگذارید.

۵. اگر در ابراز علاقه به همسرتان مشکل دارید و قادر به انجام آن نیستید حتماً به یک مشاور امور خانوادگی مراجعه کنید تا زندگی شاد و سرشار از عشق را بتوانید تجربه کنید.

..........................................................................................................................................

پ.ن۱:دوستهای عزیزم یه سوال ازتون دارم:شما چقدر قدرت "نه گفتن" رو در خودتون سراغ دارید؟

پ.ن۲:کاش بخشش را به فراوانی قسمت کنند

پ.ن۳:و کاش ما حرف دلمون رو از ابتدا جدی بگیریم و یه عمر پشیمون نشیم

 پ.ن۴:کاش زمان به عقب بر میگشت.عجله کردن فاجعه آمیزه

ولی من هنوز امیدوارم مثل همیشه

 

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 12:26 توسط آسیه-پ |

سلامممممممممممممممممممم

این وبلاگ تا ۱ سال اپدیت نمیشه!دوستای عزیزم نظراتتون خوانده میشه و هر وقت فرصت کردم بهتون سر میزنم

+ نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت 19:48 توسط آسیه-پ |

فواید در آغوش کشیدن و بغل کردن برای سلامتی

بغل کردن مطمئناً احساس خیلی خوبی به شما می بخشد و شواهد نشان می دهد تاثیرات بسیار خوبی هم بر سلامتی ما دارد. در تحقیقی که در دانشگاه کارولینای شمالی انجام گرفت، محققان دریافتند که بغل کردن هورمون "اکسیتوسین" را افزایش داده و خطر ابتلا به بیماری های قلبی را کاهش می دهد.

درواقع، وقتی زوجین 20 ثانیه همدیگر را بغل می کنند، سطح اکسیتوسین در بدنشان که طی تولد بچه و شیردهی آزاد می شود، بالا می رود. افرادیکه در روابط عاشقانه هستند، بیشترین افزایش اکسیتوسین را دارند.

ضمناً سطح هورمون استرس، کورتیزول، هم در خانم ها همراه با فشارخون پایین آمد. دکتر کارن گورون یکی از محققین این تحقیق می گوید، "هرچه حمایت عاطفی بیشتر باشد، این افزایش میزان اکسیتوسین نیز نیز هم در مرد و هم در زن بیشتر خواهد شد. اما اهمیت اکسیتوسین و اثرات محافظت کننده آن دربرابر بیماریهای قلبی، میتواند برای خانم ها بیشتر باشد."

دکتر کارمین گریفیت، سخنگوی بنیاد قلب بریتانیا، می گوید، "دانشمندان علاقه زیادی به این مسئله نشان می دهند که احساسات مثبت می تواند برای سلامتی مفید باشد. این تحقیق نشان میدهد که ساپرت عاطفی، مثلاً به شکل در آغوش کشیدن های عاشقانه می تواند تاثیرات مثبتی بر سلامت قلب داشته باشد. "

در واقع، در یک تحقیق دیگر که آنهم توسط دکتر گورون انجام شد، به اثبات رسید که بغل کردن و گرفتن دستها، تاثیرات استرس را کاهش می دهد. از دو گروه زوج خواستند که درمورد یک موضوع ناراحت کننده با هم صحبت کنند، اما یک گروه از قبل دست های همدیگر را در دست گرفته بودند و همدیگر را بغل کرده بودند درحالیکه گروه دیگر اینکار را انجام نداده بودند. در این تحقیق مشخص شد که:

- افزایش فشارخون در گروهی که هیچ تماسی با هم نداشتند درمقایسه با گروهی که همدیگر را در آغوش گرفته بودند، بیشتر بود.

- ضربان قلب در گروهی که تماسی نداشتند 10 ضربه در دقیقه بود درحالیکه برای گروه دیگر این مقدار 5 ضربه در دقیقه بود.

دکتر گورون پیشنهاد می کند که تماس های گرم و در آغوش کشیدن و گرفتن دست ها قبل از شروع یک روز سخت می تواند شما را در طول روز محافظت کند.

انسانها موجوداتی اجتماعی هستند، همانطور که در تحقیقات مختلف ثابت شده است که آنهایی که در زندگی دوستانی برای خود دارند، و همچنین آنها که ازدواج کرده اند، سالمتر هستند.

ما به ارتباطات اجتماعی احتیاج داریم و این ارتباطات شامل لمس کردن، حتی فراتر از ظرفیت یک زوج است. مثلاً این واقعیت که نوزادان از تماس های پوستی مستقیم با مادرشان فایده می برند و رشد بهتری خواهند داشت را در نظر بگیرید.

مثالی که گفته شد یک تحقیق کره ای بود که روی نوزادان پرورشگاهی انجام شد. آندسته از نوزادان که 5 روز در هفته و به مدت 4 هفته، 15 دقیقه بیشتر صدای زنانه شنیدند، ماساژ و ارتباط چشمی مستقیم داشتند، بعد از گذشت چهار هفته و در سن 6 ماهگی، وزن و قد بیشتری اضافه کردند و شکل گیری سرشان نیز بهتر بود تا آنهایی که این تحریک اضافی را نداشتند.

شواهد نشان داده است که تماس درمانی استرس و درد را در بزرگسالان کاهش می دهد و نشانه های بیماری آلزایمر مثل بیقراری، آواگری، قدم زدن های عصبی و از این قبیل را نیز کاهش می دهد.

وقتش رسیده بیشتر بقیه را بغل کنید

تحقیقات نشان می دهد که زوج های امریکایی چندان تمایلی به آغوش کشیدن در مجامع عمومی را ندارند. طبق تحقیقات زوج های پاریسی سه مرتبه بیشتر از زوج های امریکایی وقتشان را به بغل کردن هم میگذرانند.

بغل کردن در روابط زناشویی فوایدی دارد که احتمالاً هیچوقت فکرش را هم نمی کردید. بغل کردن...

- احساس خوبی به شما می دهد.

- حس تنهایی را از بین می برد.

- بر ترس غلبه می کند.

- دریچه احساساتتان را باز می کند.

- اعتماد به نفس را بالا می برد.

- حس نوع دوستی شما را تقویت می کند.

- روند پیر شدن را کندتر می کند.

- اشتها را فرو می نشاند.

- استرس و فشارهای عصبی را کاهش می دهد.

- با بیخوابی مبارزه می کند.

- عضلات بازوها و شانه ها را شکل می دهد.

- اگر قدتان کوتاه باشد، یک نوع تمرین کششی به حساب می آید.

- یک جایگزین عالی برای بی بند و باری است.

- یک جایگزین سالم و مطمئن برای مصرف الکل و دخانیات است.

- وجود فیزیکی شما را تایید می کند.

- دموکراتیک است (هر کس حق در آغوش کشیده شدن دارد).

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 19:58 توسط آسیه-پ |

بازهم سلام به دوستای عزیزم که منو همیشه یادشون هست چه خبرا؟؟من که رفتم نمایشگاه کتاب و بسی خوش گذشت خیلی کتاب بودا خیلییییییییییییییی! ومن ذوق مرگ شدم با دیدن اون همه کتاب خوشگل خوشگل و یه خاطره :رفته بودم قسمت شبستان نمایشگاه که کتاب داداشم(ازدواج های مرده) رو از دوستش بگیرم که چشم افتاد به نشر زمستان اونجا فکر میکنید کیو دیدم ؟؟اخوان ثالث رو!!!جدی میگم انگار اخوان رو از دل تاریخ در آوردن گذاشتن اونجا! (فکر کنم از اقوامشون بود ولی خیلی خیلی شبیه اش بود)خلاصه چش طرف رو در اوردم !!بگذریم ما که کتابهای ارشد رو گرفتیم ولی کیه که بخونه!امروزم کانون فیلم دانشگاه مون یه فیلم به کارگردانی فرانسیس فورد کاپولا(جوانی بدون جوانی) گذاشت از همون فیلمای فلسفی که من دوست دارم  واینکه روز یکشنبه میر حسین موسوی اومد دانشگاه مون!(من هنوز شک دارم که بهش رای بدم یا نه آخه یکم مبهم و کلی در مورد برنامه هاش حرف میزد ومن الان مشکوکم!!) خوب دیگه بریم سر اصل مطلب خانمها میترسند ولی ایندفعه دیگه نه از سوسک بلکه از ازدواج!!بخونید تا نگید مفینیستم!:

(دلایل فرار دختران از ازدواج):

جامعه ايراني با ورود به دنياي مدرن، تجربه نويي از جهان اجتماعي را گذرانده و حياتي تقريبا متفاوت با حيات سابق و نظم حاكم بر آن را طي مي‌كند.
مروري بر ادبيات نظري و تجربي خارجي متعدد پيرامون افزايش سن ازدواج دختران دلالت بر آن دارد كه اين افزايش عموما به خاطر تجربه مدرنيته و شاخصه‌هاي آن از طرف جامعه در سطح كلان و دختران در سطح خرد، ذاتي حركت توسعه‌اي هر جامعه‌اي است.
نوشتار حاضر با ارائه يافته‌هاي يك تحقيق در سطح ملي، به اين موضوع مي‌پردازد كه چرا دختران ايراني ازدواج‌ خودشان را به تاخير مي‌اندازند.
اين تحقيق با مقايسه برخي متغيرهاي اساسي در بين 1291 نفر از دو گروه دختران متاهل (653نفر) و دختران مجرد (638نفر) 25تا44 ساله پنج استان تهران، مازندران، لرستان، خراسان رضوي و كردستان، به نتايجي دست يافته است كه شناخت آن در چرايي موضوع و دست يافتن به داده‌هاي بهتر براي تحليل موضوع به روشن شدن ابعاد ماجرا كمك مي كند.
افزايش تحصيلات دختران ايراني باعث استقلال فكري و آزادي هرچه بيشتر آنها از اطرافيان به خصوص والدين شده و در نتيجه كسب چنين آزادي و به عبارتي حركت از ازدواج ترتيب داده شده به ازدواج خودانتخابي، ازدواج را براساس معيارهاي شخصي تعريف كرده و آن را به تاخير مي‌اندازد. براساس اين تحقيق ميانگين تحصيلات دختران مجرد برابر با 71/14 سال و دختران متاهل برابر با 95/12 سال است.
تحليل اقتصادي و شيء‌گرايانه دختران از ازدواج، سهم زيادي در افزايش سن ازدواج آنان داشته است. دختران مجرد با اين اعتقاد كه هزينه‌هاي ازدواج، بيش از فايده‌هاي‌ آن است، بر اين باورند كه ازدواج موجب مي‌شود تا آنها از برخي فرصت‌هاي ديگر خود (به‌خصوص پيشرفت در تحصيل، كار و شغل) جا بمانند و هزينه اين فرصت‌ها بيش از آن هزينه‌اي است كه فرد بايد با ازدواج نكردن از دست بدهد
39 درصد از دختران مجرد و 21درصد از دختران متاهل چنين اعتقادي داشتند. افزون بر اين، اين نگرش به افزايش هزينه‌هاي فرصت در ميان دختراني كه تحصيلات بالاتري دارند، بيشتر وجود دارد. دختراني كه از تحصيلات بالاتري برخوردارند، ارزش فرصت‌هاي از دست رفته براي آنها بالاتر است.
در حيات مدرن، در نتيجه تجربه مدرنيته اعم از اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي توسط جامعه ايراني و خاصه دختران، آنها تعريف خود از ازدواج را تغيير داده‌اند. اين تغيير بار معنايي ازدواج، بار ارزشي آن را نيز از امري مادي به امري غيرمادي تغيير داده است؛ يعني كاركرد امنيتي خانواده (در نتيجه ازدواج) در قلمرو ارزش‌هاي مادي قرار گرفته و در جامعه مدرن، روبه زوال مي‌نهد. از اين‌رو، شاهد عدم گرايش دختران امروزي به ازدواج و تشكيل خانواده هستيم.
ساختار نابهنجار و آشفته اقتصادي و اجتماعي (مانند طلاق) جامعه نيز موجب كاهش قطعيت‌هاي اقتصادي و اجتماعي، افزايش آنومي اقتصادي و اجتماعي، افزايش نااميدي اجتماعي، تغيير معيارها، خواسته‌ها و انتظارات خانواده‌ها و دختران و پيامدهاي ديگري شده كه به نوبه خود در فشرده‌سازي دايره همسرگزيني و تاخير ازدواج جوانان موثر بوده‌اند.
شدت تاثير شرايط بد اقتصادي و زمان‌بندي ازدواج جوانان زماني بيشتر است كه در چنين شرايطي، هنجارهاي فرهنگي در ارتباط با هزينه‌هاي ازدواج و استاندارد زندگي تغيير نكرده و با آن هماهنگ نشده است.
در چنين شرايطي، شاهد نوعي پس‌افتادگي عنصر فرهنگي ازدواج از عنصر اقتصادي آن هستيم.
به دليل شرايط آشفته اقتصادي و اجتماعي كنوني از يك طرف و افزايش تحرك اجتماعي خود دختران، آنها انتظارات و توقعات بيشتري از استاندارد زندگي لازم براي بعد از ازدواج دارند و اين موضوع باعث مي‌شود تا آنان ديرتر ازدواج كنند. افزايش اين انتظارات عموما در زمينه‌هاي تحصيلات عالي (61درصد از مجردها و 51درصد از متاهل‌ها) و شغل خوب (83درصد از مجردها و 74درصد از متاهل‌ها) بارز بوده است.
دختراني كه ديرتر ازدواج مي‌كنند، معمولا كساني هستند كه دسترسي كمتري به فرد مورد نظر خود دارند. طبق نتايج اين تحقيق، 81.5 درصد از دختران مجرد و 72.6 درصد از دختران متاهل اشاره كرده‌اند كه پيدا كردن فرد مناسب براي ازدواج امر دشواري است.

برخورداري دختر ايراني از آزادي‌هاي اقتصادي و اجتماعي موجب شده تا آنان به واهمه از اين گمانه برسند كه با ازدواج كردن، ديگر اين آزادي‌ها را نخواهند داشت. طبق نتايج اين تحقيق، اين ترس از دست دادن آزادي در نتيجه ازدواج، در بين 37.7 درصد از دختران مجرد و 30.9 درصد از دختران متاهل ديده شده است. ضمن آنكه اين گرايش در بين دختران شاغل و با تحصيلات بالاتر بيشتر بوده است.
نتايج نشان داد كه كاهش نظارت و فشار خانواده‌ها بر دختران نيز به سهم خود در افزايش سن ازدواج آنان تاثير گذاشته است، به طوري كه براساس نتايج اين تحقيق، دختران مجرد (68.4 درصد) در قياس با دختران متاهل (60.3 درصد) كمتر مورد فشار و پافشاري خانواده براي ازدواج قرار مي‌گرفتند.
بنابراين، محدوديت كمتر خانواده‌ها بر نسل جوان امروزي (خاصه دختران) باعث شده تا آنها نسبت به پذيرش رفتارهايي كه به قبول مسئوليت و تعهد براي آنها ختم مي‌شوند، بي‌خيال‌تر باشند و در نتيجه ازدواج خود (به عنوان نمودي از اين رفتارها) را به تاخير بيندازند.
1.41 درصد از دختران متاهل و 14.3درصد از دختران مجرد دانشجو بودند؛ يعني، دختران در حين تحصيل گرايش كمتري به ازدواج كردن دارند. دختران دانشجو معمولا به سه دليل: 1) نداشتن آمادگي لازم براي تقبل نقش‌هاي بزرگسالي، 2) نداشتن وقت كافي براي نقش‌هاي غير از تحصيل و 3) وجود انتظارات هنجاري منبي‌بر خودكفايي مالي افراد متاهل، ديرتر ازدواج مي‌كنند تا دختران غيردانشجو.
هرچه تعداد اعضاي خانواده و نيز تعداد دختران مجرد در خانواده كمتر باشد، ازدواج ديرتر صورت مي‌گيرد. تعداد اعضاي خانواده در بين دختران مجرد از يك‌طرف و تعداد اعضاي دختر مجرد در خانواده اين دختران، كمتر از تعداد مشابه هر دوي آنها در خانواده دختران متاهل بوده است.
ميانگين تعداد اعضاي خانواده درخانواده دختران مجرد 4.54 نفر و در خانواده دختران متاهل
64.5 نفر بوده است. همچنين، ميانگين تعداد دختران مجرد در خانواده مجردها 1.58 نفر و در خانواده‌ متاهل‌ها 1.95 نفر بوده است.
تحقيق نشان داد دختراني كه از طبقه اقتصادي و اجتماعي خانوادگي بالاتري برخوردارند، ديرتر ازدواج مي‌كنند. 14درصد از دختران مجرد و 9.6 درصد از دختران متاهل از طبقه بالاي اقتصادي و اجتماعي بودند. برخورداري اين دختران از تحصيلات بيشتر، استقلال و آزادي بيشتر، اعمال فشار و نظارت كمتر، خانواده هسته‌اي و... ازدواج آنان را بيشتر به تاخير مي‌اندازد تا دختراني كه از طبقات پايين جامعه هستند.- بي‌اعتمادي به پسران نيز عامل ديگري است كه باعث شده تا دختران ايراني كمتر تن به ازدواج دهند. 86.3 درصد از دختران مجرد و 87 درصد از دختران متاهل اعتقاد داشتند كه اين روزها اعتماد كردن به يك‌پسر براي ازدواج كار دشواري است

كرم حبيب‌پور گتابي،
همشهری آنلاین

پانوشت:این دفعه خانمها بگن که چرا ازدواج نمیکنند آقایونم خواستند نظر بدن!

پانوشت ۱:نظر من:........................(حذف شد!!)

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388ساعت 20:13 توسط آسیه-پ |